رویای دویدن

یه کتاب عالی و هیجان انگیز رو می خوام بهتون معرفی کنید!
موضوع:جسیکای 16 ساله عاشق دویدن است. او در مسابقهی دو چهارصد متر نفر اول ميشود و رکورد میزند اما درست بعد از مسابقه تصادف ميکند و یکی از پاهایش را از دست میدهد. روزهای اول ناامید و سرخورده است و حتی در سادهترین کارهای روزمرهاش هم دچار مشکل ميشود. اما کم کم سعی ميکند با مشکلش کنار بیاید. در این حین با رزا آشنا میشود و زندگیاش تغییر میکند.
- تعداد صفحات: 336
- رده سنی: 12+
- ژانر:رئال
بخشی از کتاب :
بعد از همه رویاهای شیرینی که مورفین برایم آورد، واقعیت عین یک کابوس انتظارم را میکشد.
واقعیتی که توان روبهروشدن با آن را ندارم.
آنقدر گریه میکنم تا خوابم ببرد. ایکاش وقتی از خواب بیدار میشوم، همهچیز تمام شده باشد. ولی هربار که بیدار میشوم، همین کابوس را توی بیداری میبینم!
مامان زیر گوشم میگوید: «هیسسس. آروم باش، همهچی درست میشه.» ولی چشمهایش ورم کرده و قرمز شده؛ معلوم است چیزی را که میگوید باور ندارد.
ولی بابا نه، حتی سعی نمیکند الکی به من دروغ بگوید. چه فایدهای دارد؟ بابا خوب میداند چه بلایی سرم آمده.
همهٔ آرزوها، رویاها، زندگیام... همهچیز به آخر رسیده.
تنها کسی که انگار زیاد بههم نریخته، دکتر وِلز است. به من میگوید: «صبح بخیر جِسیکا.» من حتی نمیدانم روز است یا شب. روزِ اول است یا دوم. «حالت چطوره؟»
فقط خیره به او نگاه میکنم. چه باید بگویم؟! که خوبم؟!
پیشنهاد می کنم حتما بخونیدش :)

