معرفی کتاب خوب های بد بد های خوب

موضوع کتاب :
اگه قرار بود از تو یه شخصیت واسه قصهها بسازن، به نظرت جز آدم خوبها میشدی یا شرورها؟!
«سوفی» و «آگاتا» به مدرسههایی فرستاده میشن که آدم بدها و آدم خوبهای قصهها رو اونجا میسازن! اونها فکر میکنن میدونن جز کدوم دسته هستند! امّا آیا واقعاً خوبی و بدی آدمها رو به همین راحتی میشه فهمید؟!
گاهی آدمها اونطور که بنظر میآن نیستن. همهی آدمها وجههای خوب و بد دارن و توی هر شرایط و موقعیتی ممکنه یکی از اونها رو نشون بدن. برای همین هم شاید نشه اونها را به دو دستهي «خوب» و «شرور» تقسیم کرد.
سوفی دختر زیبا و خودخواهی است که دوست دارد وارد دنیای قصهها شود. او همیشه منتظر است تا شب موعود فرا برسد و او را بدزدند. در روستای سوفی دزدی شبانه به روستا میآید و بچهها را میدزدد. کمی بعد کتابقصههای روستا داستان تازهای را نشان میدهند که در آن بچههای دزدیده شده شبیه به پری دریایی و جادوگر شرور در قصهها وجود دارند. سوفی همیشه منتظر است تا بیایند و او را با خود به دنیای قصهها ببرند. بالاخره شبی که منتظرش بود میرسد.
مشخصات :
- تعداد صفحات:484
- رده سنی: 12+
- ژانر:فانتزی
بخشی از کتاب:
اضطراب مردم شهر، مثل یک بیماریِ واگیردار شده بود. در یک کوچهٔ تاریک، آهنگر و قصاب، کتاب داستان ردوبدل میکردند تا با خواندنش سرنخی برای نجات پسرهایشان پیدا کنند؛ زیر برج کج ساعت، دوتا خواهر داشتند از تبهکاران افسانهها فهرست درست میکردند تا از رفتارهایشان الگو بگیرند؛ یک گروه پسر خودشان را بههم زنجیر کرده بودند، چندتا دختر زیر شیروانی مدرسه قایم شده بودند و کودکی که ماسک زده بود، از لای بوتهها بیرون پرید تا مادرش را بترساند و همانجا یک اُردنگی بخورد! حتی عجوزهٔ پیرِ بیخانمان هم وارد عمل شده بود و جلوی آتش بالاوپایین میپرید و میگفت: «کتاب داستانها رو بسوزونین! همه رو بسوزونین!» اما هیچکس گوش نمیداد و هیچ کتابی هم سوزانده نمیشد.
آگاتا با ناباوری به این رفتارها نگاه میکرد. «چطور ممکنه تموم مردم شهر به افسانهها اعتقاد داشته باشن؟!»
«چون اونها واقعی هستن.»
آگاتا ایستاد و گفت: «تو جدیجدی اعتقاد داری افسانهها هستن؟!»
سوفی گفت: «معلومه که اعتقاد دارم.»
دوجلد از این کتاب توسط نشر پرتقال ترجمه شد است